خرید بک لینک

یک دهم اینچ تفاوت،

و آسمان و زمین جدا هستند؛

اگر شما خواهان دیدن آن تجلی هستید،

هیچ اندیشهxad ای به جهت یا بر ضد آن اتخاذ نکنید.

برای برقرار کردن آنچه دوست دارید در مقابل آنچه دوست ندارید:

این بیماری ذهن است؛

هنگامی که حقیقت ژرف درک نشده است،

آرامش ذهن مختل شده و هیچ چیز حاصل نشده است.

حقیقت کامل است همچون عظمت فضا،

بدون هیچ خواستی، بدون هیچ چیز زائدی؛

در واقع به سبب ایجاد انتخابxadهائی که

واقعیت یکتا از آن روزن مفقود شده است.

پیxadگیری گرفتاریxadهای بیرونی نیست،

سکونی در خلأ درونی نیست؛

هنگامی که ذهن بی سر و صدا در وحدت چیزxadها آرام گرفت،

دوگانگی بواسطه خودش ناپدید میxadشود.

هنگامی که وحدت به طور کامل درک نشده است،

فقدان به دو طریق ممکن است حفظ شود:

انکار جهان ممکن است منجر به نفی مطلق xadاش گردد،

در حالی که انکار کردن خلأ میxadتواند انکار حقیقت خودتان را نتیجه دهد.

لفاظی و تعقل-

بیشتر بوسیله آنها ما به سوی گمراهی پیش میxadرویم؛

بنابراین، بیرون از همراهی لفاظی و تعقل،

هیچ جایگاهی نیست که ما نتوانیم آزادانه از آن عبور نمائیم.

هنگامی که به اصل باز میxadگردیم، مقصود را حاصل میxadنمائیم؛

هنگامی که اهداف ظاهری را پی میxadگیریم، مقصود را از دست میxadدهیم.

لحظهxad ای که ما در آن به اشراق میxadرسیم،

به ورای تهیxadگی جهانی که با آن مواجهیم میxadرویم.

تغییر شکلxadهای ادامهxad دار در جهانی خالی که با آن مواجهیم،

به صورت واقعیت همه نادانیxadها پدیدار میxadگردد.

سعی در پوئیدن در پی واقعیت مکن؛

تنها پروراندن عقاید را متوقف کن.

در دوگانگی درنگ مکن،

با دقت از پیxadگیری آن اجتناب کن؛

به محض اینکه درست و غلط را داشته باشی،

پریشانی به دنبالش میxadآید، و ذهن از دست رفته است.

دو برای یک وجود دارد،

اما زوجی در این یک حفظ نمیxadشود؛

هنگامی که هوشیاری واحد آشفته نیست،

دهxadها هزار چبز بدون خطا ابراز میxadگردد.

هنگامی که هیچ خطائی بوسیله آنها ابراز نگردد، مثل این است که آنها ناموجود هستند؛

هنگامی که ذهن آشفته نباشد، مثل این است که هیچ ذهنی نیست.

فرد آرام گرفته است همچون مقصودی که متوقف شده است؛

مقصود متوقف شده است همچنانکه فرد آرام گرفته است.

مقصود برای فرد یک مقصود است؛

فرد برای یک مقصود یک فرد است.

بدان که نسبیت دو

سرانجام در یگانگی خلأ آرام میxadگیرد.

در یگانگی خلأ، دو یک است،

و هر یک از دو در خودش همه دهxadها هزار چیز را در بر میxadگیرد.

هنگامی که هیچ افتراقی در میان این و آن ایجاد نشده باشد،

یک عقیده یک جانبه و متعصبانه چگونه میxadتواند بوجود آید؟

در حوزه متعالیxadتر هستی،

نه «غیری» هست و نه «خودی»؛

هنگامی که شناختی مستقیم لزوم یافته باشد،

ما تنها میxadتوانیم بگوئیم، «نا دو.»

در هستی نا دو، همه چیز یکسان است؛

هر چیزی که هست در آن درک شده است.

شخص حکیم در همه ده بخش

در حرکت به سوی این آگاهی مطلق یکسان وارد میxadشود.

این آگاهی مطلق ورای حرکت و سکون است؛

یک لحظه ده هزار سال است.

موضوع این نیست که چیزها چگونه به عنوان وجود و ناxadوجود لحاظ میxadگردند،

تجلی در هر جائی پیش روی شماست.

... بک در همه چیز،

همه چیز در یک-

اگر تنها این را دریافته باشید،

نگرانی بیشتری در مورد عدم وجود کاملxadتان نخواهید داشت! (سنگ-تسxadآن)

برچسب: نویسنده: نگار قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 13:21

صفحه بندی